ابزارهای استفاده از زمان: همیشه کتاب کوچکی با خودت داشته باش

چند وقتی بود که قصد داشتم این مطلب را بنویسم اما به بهانه‌های مختلف از اولویت خارج می‌شد تا اینکه امروز صبح زود تصمیم گرفتم آن را بنویسم.

امروز ساعت ۵:۲۵ بیدار شدم و برای کاری در محدوده طرح ترافیک تهران زود حرکت کردم (محدوده طرح ترافیک از ساعت ۶:۳۰ تا ۱۹:۰۰) تا قبل از شروع طرح در محل مورد نظر کارم را انجام بدهم و برگردم. عملاً ساعت ۶:۱۵ صبح من رسیدم و مجبور بودم تا ساعت ۷:۴۵ یا حدود ۸:۰۰ صبح در داخل خودرو منتظر بمانم.

پشت سر من هم دو نفر داخل خودرو نشسته بودند و به بیرون چشم دوخته بودند. بعضی از افراد گذری با نان تازه ‌ای که در دست داشتند، تدارک یک صبحانه‌ی عالی را چیده بودند.

رادیو را روشن کردم، زیاد دلبری نکرد، اول صبحی ترانه خوبی نداشت. آهنگ‌های داخل ماشین هم تکراری شده بودند و حوصله‌ی آنها را هم نداشتم. کوله‌ام را گشتم و با خوشحالی تمام دیدم که کتابی همراه خود دارم که بخشی از آن را در جاهای مختلف خوانده‌ام و می‌توانستم از شماره‌ی صفحه‌ی ۲۵۳ و بند پایانی آغاز کنم.

تا حدود ساعت ۸ صبح یک مطالعه بسیار دلچسب و عمیق داشتم و با خودم قرار گذاشتم که در اولین فرصت امروز این نکته را بنویسم.

برای مدیریت زمان قرار نیست کار سختی انجام بدهیم،
همین که از اکثر زمان خود در طول روز و هفته استفاده درست می‌کنیم، توانسته‌ایم مدیر زمان خود باشیم.

داشتن یک کتاب کوچک و سبک در داخل کیف یا کوله و یا داخل ماشین، می‌تواند بهترین ابزار ما برای استفاده از زمان‌هایی باشد که بی‌اختیار قرار است تلف شوند.

.

.

چند روز قبل هم از تلف شدن زمانِ بسیاری در صف‌ها نوشتم؛ این تکنیک و روش امروز را باید یکی از بهترین شیوه‌های مدیریت زمان در صف‌های انتظار دانست . چرا که ما به شیوه‌ای مناسب (یادگیری) زمان خود را مدیریت کرده‌ایم و از سویی دیگر نیم‌نگاهی هم به توسعه فرهنگ مطالعه در کشور داشته باشیم که با گسترش این عادت، برآیند کلًی به نفع همه‌ی ما خواهد بود.

.

چند نکته به صورت تیتر و خلاصه:

۱- کتاب تنها یکی از ابزارهای استفاده از زمان است و ابداً اصراری بر آن نیست. شما می‌توانید به علاقمندی‌های دیگر یا کارهای عقب افتاده خود بپردازید (پاسخگویی به ایمیل، نوشتن برنامه‌ی روزانه، بررسی مذاکره پیش رو و….).

۲- به نظر شخص من، نوشتن هم می‌تواند به اندازه‌ی مطالعه (بلکه بیشتر) برای ما مفید باشد. این پیشنهاد را در آینده به صورت تکمیل شده بیان خواهم کرد.

۳- قرار نیست کتاب‌های اجباری‌مان (مثل کتاب‌های درسی و دانشگاهی) را همراه خود داشته باشیم. من خود اینکار را نمی‌کنم. قرار است ما از آن زمان‌های کوتاهی که در اختیار داریم یک مطالعه دلچسب را برای خود بسازیم. پس کتاب‌های داستان، تاریخ گذشتگان، تاریخچه‌ی سازمان‌ها، زندگینامه‌ی بزرگان و… را می‌توانیم جزو بهترین‌ها بدانیم.

— اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که مطالعه درسی‌تان اهمیت دارد و وقت کافی برایش ندارید، این بازه‌های زمانی هم می‌تواند برایتان مفید باشد. اما توجه داشته باشید که گرفتارِ حسِ بد اجبار به خواندن نشوید.

۴- کتاب سبک بردارید. من تقریباً همیشه یک دفتر یادداشت و یک کتاب همراه خود دارم. تجربه‌ی من نشان داده اگر کتابی سنگین انتخاب کنید ممکن است بعد از چند روز خسته شوید و قید کتاب خواندن را بزنید. پس لطفاً زیاده‌روی نکنید و سبک‌ترین و دلچسب‌ترین کتاب‌های خود را بردارید تا زمانِ مطالعه‌اش برسد.

۵- در داخل متن اشاره به ترویج فرهنگ مطالعه عمومی کردم؛ اینجا تاکید و تکمیل می‌کنم که هیچ‌وقت به توجه دیگران به عنوان انگیزه نگاه نکنید. این یک انگیزه‌ی بیرونی است که ممکن است دیگران به شما ندهند (یا حتی تمسخر کنند) و شما از اینکار دلسرد شوید. پس لطفاً به انگیزه‌های درونی خود توجه کنید و با آن خوش باشید.

۶- ما با این‌کارها تلاش می‌کنیم که زمان را به بهترین شکل استفاده کنیم. پس پیشنهاد می‌شود به محضِ اینکه زمانِ شما خالی شد، فوراً به سمت گوشی موبایل نروید و شبکه‌های اجتماعی را فعال نکنید. چند ثانیه‌ای مکث کنید و به لذت ماندگارِ مطالعه کردن و یاد گرفتن یا سفرکردن در یک رمان خوب فکر کنید.

۷- همانطوری که قبلاً‌ گفته شده، تقریباً همه‌ی مطالب و پیشنهادات برای مدیریت زمان به سبک زندگی افراد بستگی دارد. اگر در مقابل پیشنهادات مطرح شده مقاوت می‌کنید، یا نمی‌توانید آنها را اجرایی کنید مدیریت زمان و سبک زندگی را مطالعه کنید.

۸- داشتن کتابی کوچک منحصر به خودرو و صف‌های انتظار نیست، گاهی هم می‌شود در فضای باز و داخل پارک‌ها گوشه‌ای نشست و مثلاً‌ با چوپان جوانِ رمانِ کیمیاگر همراه شد تا با او زندگیِ خود را کشف کنیم.

.

.

۹- من خودم بیشتر از نیمی از مطالعه‌ی روزانه‌ام روی گوشی موبایل است و متن یا فایل PDF می‌خوانم (ابزارهای بسیار مختلفی هم برای مطالعه دیجیتال وجود دارند) اما من لذتِ مطالعه‌ی کاغذی را با هیچ‌چیز عوض نمی‌کنم. خط کشیدن روی گوشه‌های از کتاب، نکته‌برداری و حاشیه‌نویسی و گاهی رنگ‌کاری و هایلات کردن کاغذ از فانتزی‌هایی است که باید با آن زندگی کرد.

۱۰- همراه داشتن کتاب کوچک معجزه می‌کند. شما در هر کجایی که هستید، داخل مترو، ترافیک سنگین شهری، در سفر و میانِ لذتِ کشف مسیر، در روزهایی که هیچ امیدی ندارید و حالتان از هرچیزی بد می‌شود، وقتی هیچ‌برنامه خاصی ندارید و… همراه داشتن یک کتاب کوچک، سبک و دلچسب شما را دعوت به ساختن زمان‌های طلایی در زندگی می‌کند.

.

این‌ها تجربیات زندگی من بود،

شما چه پیشنهادی را می‌توانید به لیست بالا اضافه کنید؟

.

پی‌نوشت: در بالا اشاره کردم که صبح کتابی را شروع کردم به مطالعه، این کتاب را می‌خواهم معرفی کنم: ظلم، جهل و برزخیان زمین (+) نوشته آقای محمد قائد که صفحه‌ی ۲۵۳ را با چنین کلماتی آغاز کردم:

فطرت و طبیعت را همواره نباید به معنی مفید و صحیح و لازم گرفت. فطرت بشر چندان تحفه‌ای نیست. به حیات وحش که نگاه کنیم، انسان -با به طور دقیق‌تر، انسانِ فرهنگ‌نایافته- تنها موجودی است که در برابر طوفان و رعد و برق و نیز در تاریکی وحشت می‌کند و رفتارش عوض می‌شود…

…امتیاز انسان در تربیت‌پذیری و قدرت یادگیری و توانایی‌اش در انتقال تجربه‌هاست. نه در فطرت طبیعی‌اش. پاره‌ای از رفتارهای فطری، به معنی قدیمی ناخوشایندتر از آنند که قابل تقدیس باشند. آنچه از ما برمی‌آید رجوع به اتفاق‌نظر و قرارداد است و بس.

.

پی‌نوشت دوم: یک عکس پیدا کردم از کیفی که داخلش کتاب هست؛ شاید دیدنش کمک کند که بیشتر یادمان باشد که در کیف‌مان می‌توانیم کتابی کوچک همراه داشته باشیم:

.

https://goo.gl/eFmkzW

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.