شده با تمسخر ازت بپرسند: ببخشید الان چه کتابی می‌خونی؟

نمی‌دونم شما هم با این دسته از آدم‌ها مواجه بودید که وقتی مسئله‌ای را درک نمی‌کنند، در حوزه‌ای حرفی برای گفتن ندارند، استدلال‌شان پایان می‌یابد (یا اصلاً‌ استدلالی ندارند) یا با سبک زندگی و کاری مواجه می‌شوند که هیچ‌سنخیتی با سبک زندگی و کار آنها ندارد تنها کاری که می‌کنند مسخره‌کردن و خندیدن است؟

حدس می‌زنم بله، شما هم با این دسته از آدم‌ها مواجه شده‌اید.

امروز یکی از همکاران با حالتی مسخره‌وار و برای خنده (چون هیچ موضوعی برای خندیدن نبود) رو به من کرد و گفت:

– ببخشید الان چه کتابی می‌خونی؟

در کسری از ثانیه دنیایی از جواب‌ها و حرف‌ها و خاطره‌ها در مغزم مرور شد و نهایتاً با خنده جواب دادم که داداشم، الان که دیگه وقتِ کتاب نیست امروز قرار دارم، قرار.

به نوعی جاخالی داده بودم و از کنارش رد شدم. کمی با هم خندیدیم و تمام شد. اما سوالاتِ درونی من باقی ماند که در برخورد با دوستان، آشنایان و کلاً آدم‌هایی که اهلِ زندگی و تعامل بر اساس سبکِ زندگی ما نیستند و به شدت هم واکنش می‌دهند، چه باید کرد.

ناراحت نیستم، یعنی کلاً آدمی هستم که این مدل برخورد (یا جهان‌بینی آدم‌ها ناراحتم نمی‌کند) اما برای من به عنوان یک مسئله همچنان باقیست که نوع تعامل با این آدم‌ها چیست و چگونه است؟ (اصلاً چنین سوالی و ناله‌ای ندارم که ای داد و فغان چرا همچین بشر دوپایی هم وجود دارد و ببین با کیا شدیم ۸ میلیارد)

چند روز قبل که نوشتم: هرجایی که هستی هرکاری که می‌کنی قدر زمانت را بدان امروز هم این شوخی دوستِ من، باعث شد به این فکر کنم که می‌شد و می‌توانستم نوع دیگری پاسخ بدهم یا روی منبرِ توصیه و نصیحت بروم، اما به نظرم جاخالی دادن در این موارد پاسخ مناسب‌تری هست.

نمی‌دانم کلیپ کوتاه ۴۵ ثانیه‌ای تفاوت دو نوع سبک زندگی را دیده‌اید یا نه (اگر پاسخ منفی، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به آن بیاندازید) واقعاً نمی‌شود از همه‌ی آدم‌ها انتظار یک نوع فکر، عمل و برخورد را دارد. آموخته‌ها و تاریخچه‌ی افراد از کودکی تا لحظه‌ی قبل از رسیدن به شما، از او آدمی متفاوت با من ساخته و انتظار همسویی و همفکری مطلق کاری غلط است.

به همین دلیل باور دارم اگر تعریف درستی از زمان داریم و قصدِ مدیریت زمان خود را می‌دانیم بهتر است به سبک زندگی خود بیشتر فکر کنیم و انگیزه‌های درونی و بیرونی خود را در برخورد کردن، کنار گذاشتن یا تعامل کردن با این افراد بشناسیم تا در لحظات کوتاهی که دو فرهنگ متفاوت (در واقع دو سیستم پیچیده‌ی انسانی) وقتی در برخوردها با هم دچار تضاد می‌شوند، بهترین بازخورد و تصمیم را داشته باشیم.

پیشنهاد می‌کنم برای مطالعه‌ی بیشتر نگاهی بیاندازید به کتاب تئوری انتخاب دکتر ویلیام گلسر تا به توانمندیِ خودمان در برخورد با چنین آدم‌هایی بیشتر باور داشته باشیم و قدر زمان خود را خیلی بیشتر بدانیم و وارد بازی‌های اتلاف انرژی، توجه و وقت نشویم . مطالعه‌ی نوشته‌ی محمدرضا شعبانعلی را هم با عنوان زندگی در جهان مسطح را هم توصیه می‌کنم. نوشته‌ای که به شدت ما را در ساختن محیطِ کاری، دوستان، اجتماع و در کل دنیای‌مان توانمند و قاطع می‌کند.

.

.

شاید به این مطالب هم علاقمند باشید:

— همه‌ی موارد درباره‌ی تکنیک‌ها و روش‌های مدیریت زمان

— پیش‌نیازهای مدیریت زمان – انگیزه و نیاز

آشنایی با تکنیکِ ساعت دیدار برای مدیریت زمان در تعامل با آدم‌ها و روابط اجتماعی

همه‌ی مطالب سایت درباره‌ی مدیریت زمان

— فایل‌های صوتی مدیریت زمان در رادیو مدیریت زمان

روزنوشته‌هایم درباره‌ی زمان و مدیریت زمان

.

یک دیدگاه

  1. سلام جناب سلیمانی
    اول از همه از شما ممنونم که تجربیات و دانش خود را با ما به اشتراک میگذارید
    در مورد این مطلب برای من شاید بهتر باشه اینطور بگم برای همه پیش اومده منم معمولا در این موارد هیچ پاسخی نمیدم و یجورایی جاخالی میدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.