کتاب شعر حسن زعفرانی، سوغات و بساط ِ فرهنگی او از اهواز

کتاب شعر وقتی نمی وزی سروده آقای حسن زعفرانی
کتاب شعر وقتی نمی وزی سروده آقای حسن زعفرانی

.

نسیمی تو
وقتی نمی وزی
احساست میکنم

***

سه نقطه
برابر نامت می گذارم
هیچ شعری در وصف تو
کامل نیست

***

پشت در بسته می نشینم
و خاطره ی همه کلیدها را
از یاد می برم
این در همیشه بر این پاشنه
چرخیده است

***

برای محمد لطیف کار

تو آفتابی و
من سایه
گل ها در خنکای من می بالند
آن ها نمی دانند
من ریشه ام
در تو است

***

بساط عشق و سوغات اهوازی آقای حسن زعفرانی در تهران - کتاب شعر وقتی نمی وزی
بساط عشق و سوغات اهوازی آقای حسن زعفرانی در تهران – کتاب شعر وقتی نمی وزی

.

دیشب، قرار بود در اینباره بنویسم و متاسفم که محدودیت وقت و توان جسمی ام اجازه نـداد. نشست ِ مشـورتی ام با دوستی خوب که تمام شد، از کافه آمدیم بیرون و همچنان مشغول صحبت و قدم زدن تا ماشین، کنار خیابان انقلاب تهران همیشه بساط ِ کتاب فروشی پهن است، از کنار بساط ِ کتابی گذشتم که ناگهان با نگاه به فروشنده و چیدمان ۱۶ تایی کتابهایی یکدست، نظرم را جلب آن بساط ِ فرهنگی شد. ناخودآگاه صحبت کردن را قطع کردم و سوی کتابها رفتم و با صـدای بلند و لبخند پرسیدم :

وقتـی نمی وَری؟

با آرامش و لبخند پاسخم را داد:

خیـر، وقتی نمی وَزی!

تازه فهمیدم که که نقطه سفید طراحی شده حرف ِ «ز» را نخوانده ام، با صدای بلند خندیدم و یک جلد کتاب را برداشتم و ورق زدم، دیدم کتاب شعر است، در دلم با خودم حرفهایی زدم و افکاری در ذهنم مرور شد، دوباره رو به فروشنده کتاب کردم و پرسیدم:

حسن زعفرانی کیه؟

گفت:

منم

و با دست به خودش اشاره کرد.

فکر میکنم شروع خوبی داشتم برای آشنایی و رفع ابهام و ادامه صحبت ها. یکی را تورقی زدم و به قصـد خـرید جلوتر رفتم، دوستمم یک برداشت و دیگر فقط منتظر ِ پرداخت پولش بود.

حاصل چند دقیقه صحبت مان این بود که فهمیدم، این معلم ِ بازنشسته ادبیات ساکن اهواز است و برای توزیع کتابهای خودش به تهران آمده و با علاقه و شوق و پشتکاری که نگفته پیداست، مشغول ِ عشق ورزی است.

از لابی ها و ناکارآمدی و مشکلات توزیع کتاب گفت و با همان لحن و رفتار ِ بسیار خونگرمش، ما را به اهواز دعوت کرد. برای چند بار از توجه ما به او و کتابهاش تشکر کرد و در پایان به درخواست ما با روی گشاده پاسخ مثبت داد و کتاب را به دست خط خودش، امضا کردند که البته به درخواست من، شماره تلفن خودشان را هم نوشتند، و قصـد من از گرفتن شماره تلفن همراه شان، به دلیل این بود که گفتند سایت نـدارم. فکرکردم شاید علاقمنـدان بعدا بتوانند از این طریق دسترسی به ایشان داشته باشند:

%d8%aa%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c-%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%b7-%d8%a2%d9%82%d8%a7
تقدیم کتاب شعر وقتی نمی وزی به دست خط آقای حسن زعفرانی

.

امشب وقت کردم و کتاب را ورق زدم و از شعرهایش نوشیدم، صفا و صمیمیت و خونگرمی جنوبی خودش را به خوبی در میان نوشته هایش هم می توان حس کرد، و حس خوبی را تجربه کرد. سادگی و لحن ِ اهوازی را به خوبی در میان شعرهایش میتوانم حس کنم، حسی که شب ِ خوبی را برایم به ارمغان آورد.

جناب آقای حسن زعفرانی شاعر اهوازی کتاب «وقتی نمی وزی» ، کتاب را اینگونه آغاز کرده اند:

شعر
گـزد ناگریز است
مهمانی که از دم ِ در
صاخب ِ خانه می شود
بتی که نمی شکند
اما اگر بخوانیش
رام ِ سر انگشت احساس تو خواهد شد
با بوسه ای که آتشفشان وسوسه است
رفیقی که تنهایت می گذارد
بر دو راهی تردید و یقین
از تو می گذرد
تا در افق ها ی دور
دوباره بجوشد

.

و اینگونه آن را پایان داده اند:

شهرزاد!
بانوی قصه های ناتمام
در هزارتوی قصه ها بمان
و افسانه های رنگی بود و نبود را
در گوش من بخوان
با من هنوز در شصت سالگی
بغضی به جا مانده از روزگار کودکی

.

و یک عکس یادگاری که باهم گرفتیم:

سجاد سلیمانی-استاد حسن زعفرانی (شاعر)ء
سجاد سلیمانی-استاد حسن زعفرانی (شاعر)ء

.

پی نوشت: قبلا یک ایده و طرحی با عنوان بورس نقاشی و گـذرگاه هنـر نوشته بودم که با این مکالمه و خرید کتاب، دوباره به ذهنم خطور کرد و هنوز باور عمیق دارم که چنین ایده ای بسیار می تواند موثر و مفید واقع شود. آنهم در بحبوحه تبدیلِ کتابفروشی ها به فست فود و لباس فروشی و… 

پی نوشت دوم: فکر میکنم این نوشته کوتاه من، شاید حنسی از حمایت حداقلی و جلب نظر به این مقوله باشد و کمی هم اگر توجه ها را بتواند جلب کند، موفق عمل کرده ام. از سویی یاد هست را واقعا جایگزین مناسبی برای یاد بود میدانم (نوشته محمد رضا شعبانعلی عزیز)، و این معرفی و توجه خودم را هم در قلمرو #یاد هست می دانم.

پی نوشت سوم: ناشر این شاعر عزیز هم نشر تراوا هست که در ذیل معرفی شده است:

نشر تراوا، منتشر کننده کتاب های شاعر عزیز حسن زعفرانی
نشر تراوا، منتشر کننده کتاب های شاعر عزیز حسن زعفرانی

۲ دیدگاه

  1. سلام

    شما با معرفی کتاب شعر «وقتی نمی وزی » کمک بزرگی به من برای یافتن معلم ادبیاتم کردید .

    واقعا دستتون دردنکنه .با آرزوی موفقیت

    • سجاد سلیمانی

      لاله جان، ببخشید اگر دیر پاسخ میدهم.
      خبری که تو به من دادی، برایم بسیار شیرین و دلچسب بود، انگار همین دیروز بود که آقای زعفرانی را دیدم و گفتگوی صمیمی و گرم را تجربه کردم.

      از شما هم به نوبه خودم ممنونم که اینچنین پیگیر و جدی «خوبان» را جستجو می کنی
      پیشنهاد من به شما یک طرح فرهنگی هست لاله جان،

      سلسله نوشته هایی دارم با عنوان یادهست در آدرس زیر:
      http://www.sajadsoleimani.ir/category/yadhast/
      که این روزها به عنوان یک جنبش فرهنگی برای قدردانی و قدرشناسی از بزرگان بکار می رود

      برای این کار یک سایت هم راه اندازی کرده ام به آدرس زیر:
      http://yadhast.com/

      تو که چنین پیگیر خوبانی، پیشنهاد می کنم عضوِ سایت و کمپین یادهست بشوی و برای همه ی کسانی که می شناسی اینچنین قدردانی کنی.

      با آرزوی بهترین ها برای تو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.