عکاسی من (۷) – این بار چند عکس

در هفتمین گام از عکاسی من تصمیم گرفتم که چند عکسی که طی روزهای گذشته گرفته ام را اینجا بگذارم. فکر میکنم یک مزیت آن این است که در وقت مخاطب صرفه جویی می شود و می تواند چند عکس را ببیند و از سویی یک ضعف دارد، فرصت فکر کردن و تمرکز بر روی هر عکس کاهش پیدا میکند {هرچند من ادعا نـدارم که عکاسی ِ من ارزش فکر کردن دارد}

.

اولین عکس دوتاست! مربوط به پارکینگ موتورسیکلت ها یا محل خوابِ عمیقِ موتور ها.

اینکه چه کسی باید جوابگوی این وضعیت باشد منظور من نیست!

پارکینگ موتورسیکلت - Copy

.

محل خواب موتور سیکلت - Copy

.

عکس دوم: ویترین یک لباس فروش!

ویترین یک لباس فروش

.

عکس سوم: آمادگی برای شروع دوباره

آغاز

.

عکس چهارم: شعار-آمریکا-تظاهرات-راهپیمایی-ایران-انقلاب و…

برای دیدن این عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

این عکس رو بهمن ماه گرفتم. ۲۲ بهمن امسال، راهپیمایی تمام شده بود و مثل این پلاکارد و نوشته ها، جای جای خیابان باقی مانده بود. این رو انتخاب کردم و ازش عکس گرفتم. به نظرم می رسه ما به نقـد حضور و درخواست و شعار و کیفیت آنها شدیدا احتیاج داریم.

شعار-آمریکا-تظاهرات-راهپیمایی-ایران-انقلاب---2

.

عکس پنجم: شب عیدجیل-شیرینی-بستنی

برای دیدن این عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

همه این تصویر یک طرف، لذت بستنی خوردن این کودک یک طرف. یه جورایی حسرت به دلم گذاشت 🙂

شب عید-آجیل-شیرینی-بستنی--0

.

عکس ششم: کافه های تنهایی

یکی از کارهایی که علاقمندم عصرها و پس از حدود ۱۲ تا ۱۴ ساعت تلاش کردن انجام بدم، کافه نشستن و تنها شدن و فکر کردن یا استراحت هست. لحظه هایی که غرق خودم میشم و به آینده خیره میشم و گاهی هم توی گذشته غربال میکنم. کافه هایی که میرم، عموما میزها دونفـره یا چند نفـره پـرشدن و کم پیش میاد تک نفـری مثل من گوشه ای نشسته باشه. عشاق و دوستان گپ و گفت دارند و منِ تنها مشغول خودم. شاید یکی از فانتزی هایی که توی این کافه رفتن ها برای خودم درست کردم، وجـود همسـری هست که بتونه حداقل ۵۰ درصد از تنهایی کافه های منو پر کنه.

ضمنا من همیشه قهوه نمی خورم گاهی چای گاهی هم شیروعسل

کافه های تنهایی

.

.

فکر میکنم شش تصویر کافی باشه. عکس هایی که در گـذر روزمرگی هام گرفتم. قبلا هم از قوانین عکاسی من گفتم که این عکس ها حرفه ای نیستند، فقط ثبت لحظه هایی هستند که به در نگاه من میتونه ارزشمند باشه. من از این کار لذت می برم.

۲ دیدگاه

  1. راستی ی غلط املایی هم داشتید

  2. سلام
    عکس سوم پر از انرژی و حس تازگی و نو شدن رو داشت خییلی زیبا بود .
    اما عکس آخر دلگیر و تنها بود…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.