«ماه محـرم» نمادی برای مقابله با بحران کم آبی ایران

پیش نوشت اول: این مطلب از سری مطالب توسعه، پیشرفت و عدالت سایت هست که به بحران کم آبی پرداخته ام. تلاش می کنم بحث های مرتبط با آن را در آدرس بحران کم آبی ادامه دهم

پیش نوشت دوم: این نوشته به واقع ایده ای است که در نتیجه درگیری ذهنی من با موضوع کم آبی ایران شکل گرفته است. حتما کم و کاستی هایی دارد و به واسطه دینی بودن بستر پیشنهادی من، انتقاداتی به آن وارد خواهد بود. امیدوارم خطاها و ناآگاهی های احتمالی من را به خاطر صداقت در بیان افکار و ارائه راه حلی به زعم خودم برای یکی از مهمترین بحـران های آتی کشور، ببخشید و آنها را با من در میان بگذارید تا این ایده پخته تر شود و احتمالا راهی برای اجرایی شدن بیابد.

.

اصل مطلب: امروز عصر در کانال تلگرام دکتر رنانی (استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان) ویدیویی از ایشان دیدم با عنوان آب، رشـوه حکومت به مـردم ؛ عنوان جذابی داشت که باعث شد این کلیپ کوتاه را دانلود کنم. برنامه «زنده رود» تلوزیونی در شهر اصفهان بوده که دکتر رنانی در آن شرکت کرده و در مدت ده دقیقه پیرامون بحـران کم آبی صحبت کرده اند.

این فایل ویدیویی در سایت آپارات آپلود کردم و اینجا هم میتوانید مشاهده بفرمایید:

.

.

چند سالی هست که بحـران کم آبی و خشکی ایران در بیلبوردهای سطح شهر، مطالبی در سایت ها و شبکه های اجتماعی و تبلیغات تلوزیونی و رادیویی و نقل محافل شده و به نوعی به گفتمانی عمومی (در شکل ناقص و بسیار کم رنگ) در آمده است. با توجه به مطالبی که می شنویم، ظاهرا بحث جـدی است و در آینده ای نزدیک، کشور و مردم ایران با آن دسته و پنجه نرم خواهند کرد.

چند روز قبل مطلبی منتشر کردم با این مضمون که فرش ایرانی، سلبریتی ملی ایرانی ماست، و معتقد بودم و هستم که چنین داشته هایی می توانند چون نقطه پرگار، باعثِ تجمیع نیروها و افکار و خواستهای عمومی منتهی به هدفی نیک شوند.  با این مدل نگاه، من ماه محـرم را سلبریتی مذهبی ملی-ایرانی می دانم. ( و روز تاسوعا و عاشورا هم جـزو آن هست تا می تواند نقطه اوج این سلبریتی باشد.)

.

ماه محرم، سلبریتی ملی مذهبی ما ایرانیان، برای مقابله با خشکسالی و بحران کم آبی
ماه محرم، سلبریتی ملی مذهبی ما ایرانیان، برای مقابله با خشکسالی و بحران کم آبی

.

 امشب حدود ساعت ۲۳ پس در خیابان های شهر قدم می زدم و فرصت داشتم که به بحـران کم آبی و حرفهای دکتر رنانی و مجموعه حرفهایی که قبلا شنیده بودم فکر کنم. جلوی یکی از ایستگاه هایی که چای نذری پخش میکنند ایستادم و چای خوردم و به دسته های عزا و نوحه و خواستِ همگانی دقت می کردم و همچنان بحـرام کم آبی در ذهنم مرور میشد.

تشنگی امام حسین و یاران و خانواده ایشان در صحرای کربلا و شهادتشان، یکی از پایه های اصلی عزاداری هاست. امشب هم بارها آن را شنیدم.تقریبا همه برای این مظلومیت اشک می ریزند و هم نوا می شوند. جدای مبالغه هایی که وجود دارد و نقـدهایی که بر گفته های برخی مداحان وارد است، تشنگی یکی از واقعیت های حادثه کربلا بوده و دل هر انسانی از شنیدنش به درد می آید.

به نظر می رسد ما ایرانیان، با همه ناتوانی خود در کار جمعی و خواست عمومی و حرکت طولانی مدت (مثلا ۲۵ سال) برای می هدف مشترک مشکل داریم و به شدت ناتوان هستیم. اما در برخی از موارد، مثل عزاداری بر مظلومیت و تشنگی امام در کربلا، سنگ تمام گذاشته ایم. سوالی که در ذهنم جرقه زد و بهانه نوشتن شد، این بود:

آیا ما میتوانیم برای تشنگی ایران، گریه کنیم و همه با هم دست به اقـدام بزنیم؟

من متخصص علوم دینی نیستم، تشبیه نامتعارف هم فکر نمیکنم کرده باشم، فقط قصـد دارم به پتانسیل های پنهان موجود در ملت و باورهایشان اشاره کنم که اگر یک مدیریت مطلوبی شکل بگیـرد، قطعا می توانیم از آن برای یکی از مهمترین بحـران های آتی کشور، یک بسیج عمومی شکل بدهیم و با بحـران مقابله کنیم.

نماد و نماد شدن؛ الگو و الگوشدن، تلاش بسیار و زحمت فراوانی را می طلبد و وقتی به نماد و الگویی رسیدیم می توانیم از قِبــل آن، دست آوردهای جدیدی داشته باشیم و از الگو و نماد به شیوه ای درست استفاده کنیم. این موضوع در ایران، اصلا وضعیت مطلوبی ندارد و تقریبا ما تمام الگوها و نماد ها و داشته های فرهنگی-سیاسی-اجتماعی و تاریخی و هنری خود را له کرده و به نابودی کشانده ایم و یا در شکل ِ خوب، بلااستفاده مانده اند.

بحـران کم آبی، خشکسالی های متوالی، خشک شدن دشت های ایران، مصرف نامتعارف آب در شهرها و خانه هایمان، کشاورزی سنتی و غیرمدرن، عدم تمایل حکومت برای ورود جدی به این موضوع، استفاده غلط از آب های زیرزمینی، موقعیت ِ سرزمینی رو به بحـران، عدم ارتباطاتِ قوی با کشورهای همسایه شمالی، فرهنگ ِ خاص مصرفگرا و بی اهمیت به آب و بحـران، عدم توانمندی برای اجماع ملی، نداشتن قرارداد اجتماعی در خصوص آب و بحران کم آبی و مصرف درست آب و… از جمله عناوین و تیترهای مهم معظل آب در ایران هستند که براستی برای شروع و اصلاح و سرانجام رساندن هر یک، به عزمی ملی نیازمندیم و باید از همه داشته هایمان در این راه استفاده کنیم.

چرا محرم؟

سوال خوبی است. پاسخ در خطوط بالا داده شده و ابعادی که من می بینم و می فهمم هم نگاشته شده است. اما می توانید نگاهی تیتر وار و خلاصه شده یا مثلا جمعبندی به موضوع داشته باشیم:

تقریبا همه مردم ایران (بجز اقلیت ها و سایر ادیان و برخی از مردم) با  «ماه محـرم» ارتباط دارند، می بینند و درک می کنند. یک عزم ملی، در این ماه را گرامی میدارد و برایش آداب و سننی اجرا می کند. حتی در برخی از مناطق، اقلیت های سایر ادیان هم به احترام عموم مردم، با آنها هم نوا می شوند

مفهوم بی آبی، تشنگی از نهادینه ترین مفاهیم حادثه عاشوراست که شاید بتوان آن را در میان مردم، اصلی ترین وجه مظلومیت کاروان کربلا دانست

از سویی دیگر، یک اقلیت (بنام مداحان و روزه خوان ها و وعاظ) برای اکثریتی (عموم مردم و شیعیان) حرف می زنند و داستان های کربلا را مرور می کنند.

همه یک دست می شوند (سیاه پوشی و اقامه عزا و اجرای آداب از جمله آنهاست)

و… 

در واقع، یک خواست عمومی شکل گرفته و مرتبط و آماده برای هدف مذهبی و فرهنگی است که می تواند با خواست بزرگان و دانشمندان و خبـرگان جامعه و حاکمیت کشورمان،  مباحث مرتبط با بحـران کم آبی مطـرح شده ، آموزش داده شده و حرکتی جمعی برای مقابله با آن شکل بگیرد

یکی از دلایلی که من این پیشنهاد را مطرح میکنم، ریشه در نهادینه شدن آموزش است. حدس می زنم شما هم احتمالا تبلیغات تلوزیونی و رادیویی درست مصرف کردن آب یا هشـدارهای بحران کم آبی را شنیده اید یا مثلا بنرهای هشدار آمیز کم آبی یا آب مایه حیات و .. را در کنار خیابانهای شهر دیده اید. اما سوال اینجاست که چرا این موضوع به گفتمان ملّی و عمومی تبدیل نـشده است؟ چرا ما خواست اجتماعی درست مصرف کردن آب را نداریم؟  

من پاسخ آن را در نوع بیان موضوع می دانم. خطری که این مطلب را تهدید می کند، عادی شدن این گفته ها و پــرشدن گوش ها از این حرف و چشم ها از دیدن این هــشدارها باشد. ولی همچنان شیر آشپزخانه و حـمام آب شرب را هـدر بدهد و کشاورزی ما هم همچنان بی دغدغه و سنتی از مصرف درست آب و بهینه آن بی اطلاع باشد یا بی اهمیت به آن.

اما وقتی مطلبی به صورت عمومی در مدت ۲ ماه از سال دائما نقل محافل بشود و گفته شود و تکــرار شود (و زمینه های فکری و فرهنگی آن هم مهیا باشد) و از سویی در چند سال متوالی تکرار شود و در ادامه با پوشش صدا و سیما و روزنامه ها و بزرگان سیاسی و اجتماعی وفرهنگی کشور همراه شود، به احتمال زیاد ما به یک گفتمان و دغدغه عمومی مردمی دست پیدا خواهیم کرد که تازه متوجه تشنگی ایران و بحـران کم آبی شده است.

ایجاد یک گفتمان ملی، به هیچ عنوان کار ساده ای نیست. این را کاملا می فهمم. ایجاد یک خواست و حرکت عمومی، ابــدا کار آسانی نیست اما با واقعیت های امروز کشور و آمارها و هشـدارهای موجود، ما مجبوریم همه باهم به سوی مصرف درست آب حرکت کنیم.

آنگاه امید آن می رود که :

مادر به کودک تذکر درست مصرف کردن آب در حمام را بدهد

همسر به همسر در خصوص مصرف بهینه آب به هنگام ظرف شستن گوشزد کند

شهروندان به همدیگر، تذکر نشستن خیابان و پیاده رو یا خودرو را با آب بدهند

صنعتگران و کارآفرینان ما به فکر صنعتی کردن مصرف آب و افزایش بهـره وری از آب موجود داشته باشند و دست به ساخت تجهیزات بزنند

کشاورزان ما برای صنعتی کردن کشاوری خود، وام و تسهیلات بانکی اخذ کنند

سیاستمداران ما، در تخصیص منابع ملی و طرح های عمران، آب را جـزو دغدغه های اصلی خود بدانند

کتب درسی ما از آب و کمبود آن و مصرف درست آن بنویسند

برنامه های تلوزیونی و رادیویی اصولی در خصوص آب و روش های مصرف درست آن تولید شود

و …

و در نتیجه بحـران پیش روی کم آبی کشور، به خوبی پشت سر گذاشته شود. امیدوارم…

.

پی نوشت: برای دوستان علاقمند، بحـران کم آبی را از زبان دکتر کاوه مدنی هم می توانید ببینید:
.

۲ دیدگاه

  1. چقدر عالی…چه ایده نابی! من یکی قول میدم حسابی شور برم دارد! شاید یک ذره فقط یک ذره از غم غربتم در این اجتماع بیگانه که دیگر نه با اشکهایش ارتباط برقرار میکنم نه با خنده هایش کم شود! ممنون سجاد عزیز!

    • سجاد سلیمانی

      مرسی نجمه جان،
      ممنون از بازخورد خوبت، امیدوارم چنین ایده ها و کارهایی باعث بشه زندگی جمعیِ ما روزهای بهتری رو تجربه کنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.