منظومه شعبانعلی

پیش نوشت-اول:  این روزها به شدت درگیر هستم و عملا در فضای مجازی حضور ندارم، این مطلب را بطور ناقص می نویسم و امیدوارم در آینده آن را کامل تر کنم و از «دست آوردهای طبیعی منظومه» هم گزارش هایم را بیان کنم. پس فعلا این مطلب را باید در حال تکمیل در نظر بگیریم.

پیش نوشت-دوم: خیلی وقته دارم به منظومه شعبانعلی فکر میکنم، اما دنبال فرصت مناسب بودم تا مطرحش کنم که با مطلب « وبلاگ های دوستان من » استاد عزیز محمدرضا شعبانعلی وقت مطرح کردنش رسید. درباره وبلاگ های دوستان من خیلی بیشتر باید بنویسم که فعلا این نوشته شروعی برای آن است.

پیش نوشت-سوم: قطعا دوستان فرهیخته من و کسانی که این مطلب را مطالعه می کنند توجه دارند که من خواسته ام رخـداد و رویداد مهم علمی را که با محوریت یک معلم دلسوز و تلاشگر ایجاد شده است را به زبان تشبیه و استعاره بیان کنم و به نوعی «روندنگاری برای فهم این منظومه» باشد تا در آینده در مواجه با میوه ها و نتایج پربار آن، ناتوان از فهم ِ کلیات و راهِ طی شده نباشیم. اگر تشبیه یا استعاره ای نامناسب بود در آینده با نقد دوستان، اصلاحات لازم را انجام خواهم داد.

 

.

بیگ بنگ منظومه شعبانعلی

بیگ بنگ را نقطه آغاز هستی می دانند، انفجار عظیمی که نقطه شروع بزرگ هستی بوده است. جسم واحدی که پس از کنش های فراوان  انفجار را تجربه می کند و بین آن لحظه و قبلش تفاوت های بسیاری وجود دارد.

برای محمدرضا شعبانعلی، هیچکدام از لحظات زندگی اش (به دنیا آمدن، کار کردن، سواد آموختن، دانشگاه خوب رفتن، متخصص شدن، کتاب نوشتن، خارج از کشور رفتن و فعالیت های مختلف کردن و…) را نمی توان بیگ بنگ زندگی اش نامید، فکر می کنم «بیگ بنگ منظومه شعبانعلی» لحظه ای است که او از اتاق کار شرکتش برای همیشه خارج می شود و تصمیم می گیرد فقط معلم باشد

لحظه ای است که محمدرضا شعبانعلی از اتاق کار شرکتش برای همیشه خارج می شود و تصمیم می گیرد فقط معلم باشد، بیگ بنگ منظومه شعبانعلی اتفاق می افتد.

همه اعضا و اجـزا این منظومه خود را مدیون آن لحظه اند. لحظه ای که «تحول آفرین» بود (و نه تغییر، چرا که در همه سالهای گذشته، شعبانعلی در حال تغییر بوده و تغییر داده، اما تحول عظیم در تصمیمات عظیم رخ می دهد). و اینجا درباره منظومه شعبانعلی پس این بیگ بنگ گفته خواهد شد. (هرچند باور دارم تمام تجربیات تلخ و شیرین گذشته او و هر آنچه آموخته و هر آنچه دیده و فهمیده در شدت و کیفیت این بیگ بنگ نقش داشته است، اما تلخ است بگویم که برای ما و دنیای پس از ما که تاثیرات این بیگ بنگ را چشیده ایم، قبل از بیگ بنگ فراموش خواهد شد. درست همانند همان ذره ای که در ابتدای هستی وجود داشت و هیچ از او نمی دانیم اما از بیگ بنگ و دنیای پس از انفجار او روز به روز بیشتر میخواهیم بدانیم).

بیگ بنگ منظومه شعبانعلی نه در خلا، بلکه در کنار منظومه های بسیار دیگر رخ می دهد

شدت انفجار درونی هرچقدر هم که در زندگی شخصی بالا بوده باشد، در فضای بیرونی به عنوان یک رخداد عادی دیده شد. منظومه شعبانعلی به عنوان فضای کوچکی در کنار دیگر منظومه های علمی شکل گرفت، اما محتوا و درونمایه این منظومه تفاوت، کیفیت و هدف دیگری داشتند.

.

در تصویر بالا منظومه شعبانعلی در کنار دیگر منظورمه های کوچک و بزرگ دیگر (و دور و نزدیک) نمایش داده شده است که با فضایی اختصاصی و به مرکزیت معلم عزیز محمدرضا شعبانعلی تشکیل شده است. فعلا به ربط های گوناگون ِ این منظومه و منظومه های دیگر کاری نداریم، صرفا می خواهم به طور اختصاصی از منظورمه شعبانعلی بگویم تا در آینده اگر فرصتی بود به این ارتباطات بپردازیم.

..

پس به طور اختصاصی فقط به منظورمه شعبانعلی می پردازیم.

فضای اولیه محدود، امکانات حداقلی، رها در فضایی جدید، بدون همراه و همدل و همکار

اما با ماهیتی متفاوت که به طور همزمان در حال یادگیری و خودآموزی و رشدفـردی بوده و همچنین در پی گسترش فضای ایجاد اولیه بوده و قصـد دارد دور و بر خود را با اجزا مناسب شکل بدهد و «منظومه شعبانعلی» قدم های اولیه شکل گیری را طی میکند.

ویژگی اصلی هسته مرکزی این منظومه (محمدرضا شعبانعلی) رشـد و تحول دائمی و ساطع کردن آموخته ها و «بایدها» در سطح منظومه ایجاد شده است.

در تصویر بالا مثلث های سبز یاران و امکانات اولیه ای هستند که به مرکز این مجموعه پیوسته اند (قبلا برای دوستان اولیه متنی نوشته بودم) امکانات حداقلی پس از بیگ بنگ را باید به عنوان دارایی ها و اقبال ها و دستآوردهای بسیار بزرگ منظومه تازه تاسیس به حساب آورد، چرا که ادامه حیات و روند رو به رشد منظومه در قبال همین دارایی ها بوده است.

.

منظومه شعبانعلی مهیا شده برای ورود اعضای جدید منظومه که با دایره های آبی نمایش داده شده اند….

این مطلب در حال تکمیل است…..

.

منظومه شعبانعلی یک سیستم پیچیده 

این بخشی هست که بیشتر نوع برداشت خودم را از آن خواهم نوشت. فعلا تیترش اینجا باشد.

.

 

لینک و آدرس کوتاه این مطلب:

https://goo.gl/YQ2MZI

یک دیدگاه

  1. سجاد جان.
    نتونستم تا کامل شدن متنت صبر کنم و همین الان بهت نگم که این تعبیر، فوق العاده بود:
    “منظومه شعبانعلی” و “بیگ بنگ منظومه شعبانعلی”

    چطوری این تعبیرها به ذهنت رسید؟ 🙂
    به نظر من، کاملاً هم درسته.

    من هم همیشه به چنین موضوعاتی فکر می کنم، و چقدر خوبه که چیزهایی که توی ذهن ما متممی ها میگذره میتونه گاهی اینقدر به هم نزدیک باشه. اما واقعیتش، تا حالا تعبیر “منظومه شعبانعلی” به ذهنم نرسیده بود.

    چیزی که من همیشه توی این زمینه میاد به ذهنم، و مخصوصاً با پا گرفتن و فعال تر شدنِ وبلاگ متممی ها و همچنین تاثیراتی که متمم توی زندگی هر کدوم از ما گذاشته شدت گرفت، اینه که:

    «محمدرضا هر جا قدم برمیداره، انگار با خودش “بذرِ زندگی” میپاشه.»

    در هر صورت میخواستم بگم که واقعاً لذت بردم از خوندن تعبیرهات و همچنین از خوندن متنت و تحلیل هایی که در این زمینه کرده بودی.
    میدونم که به این راحتی ها نیست: وصل کردن نقطه چین هایی که در این زمینه ها توی ذهن داریم، و مخصوصاً با حداکثر دقت و صحت.

    امیدوارم در تکمیل این متن، موفق باشی، که حتماً هستی؛ و بیصبرانه منتظرم که متن کامل شده ی این منظومه ی دوست داشتنی رو هر چه زودتر بخونم. 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.