تابوتی زیبا به نام قالب، قالب هایی با نام های زیباتر

فرق است بین نجواهای سیاه، تنلگرهای شفابخش و مردن در ناکجاآباد

.

.

نامه ای برای سجاد سلیمانی

.

سجاد جان،

سلام

این روزها (مثل بسیاری از روزهای دیگر) حرفهایی در گوش ات می خوانند که گاهی دلهـره آور و گاهی آرامبخش است،

هرکسی به زعم ِ خود، می خواهد و می کوشد تو را در زندگی نکـرده اش یا مدل ذهنی اش قالب کند، 

گویی اجتماع ِ آدمیان، کارگاه قالب سازی و شکل دهی است،

و هر قالب، نامی زیبا دارد،

نصیحت، وصیت، تذکر، تلنگر، دلسوزی، مشاوره، حرف ِ دل، حرف بزرگتر، تجربه و بسیار نام های زیبای دیگر،

آنقدر دلسوزانه و مصرّانه در تلاش اند که در قالب ِ دلخواهشان بمیـری،

که در حیرت فرو میروی از این قتل ِ مشروع و ناامیدکردن مصلحت آمیز،

و اینجا هنر تو شنیدنِ تلنگرهای شفابخش است در بین نجواهای سیاه برای مردن در درون تابوت های زیبا

چرا که اگر این تلنگرها تو را هشیار نکند، باز هم تلف خواهی شد،

اما اینبار در بیرون همه قالب های تابوتی،

در جایی که شاید نامش ناکجا آباد باشد…

و بترس از آنکه تابوت سازی برای دیگران باشی با اسم های زیبا و توجیهات زیباتر، بترس

.

بدون پیوست، بایگانی شود در نامه ها

امضا: سجاد سلیمانی ِ هشتم ِ آبانماه ِ نود و پنج

.

.

آدرس کوتاه این مطلب:

https://goo.gl/LiS2L9

یک دیدگاه

  1. بسیار زیبا و با مسما بود و مسلما اگر ظرف خود را درست شکل ندهیم غولی به نام مردم آن را شکل می دهند اما برای شکل دادن خودت بیرحمی می خواهد و قربانی (ارزشمند چیزی که دارای ) و این را بادی خودتت به تنهایی کشف کنی و به قربانگاه ببری و کشف و شهود وفردیت همه آنجا منتظرت هستند . اما مسلما برای رفتن به مسلخ باید از گذرگاه دوزخیان باید عبور کنی .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.