آخرین نوشته های سایت

ربط «غرب شناسی دکتر سریع القلم» به توسعه زندگی فردی

.  برخی رویدادها در زندگی ما، آنچنان تاثیر گذارند که گویی آینده و مسیر دیگری را پس از آن رویداد پیموده ایم، یعنی آنچه می توانستیم و می رفت که باشیم، دیگــر نیستیم. برای من رویدادهای اینچنینی بسیار مختلف بوده و از جنس و موقعیت های متفاوتی هستند. گاهی یک کتاب، گاهی یک استاد، گاهی یک جلسه، گاهی یک دیـدار، و گاهی یک اتفاق. نوشته امشب در موردی …

ادامه نوشته »

با دختری دوست شو که…

. . با دختری دوست شو که کتاب بخواند. با دختری دوست شو که پولش را به جای لباس خرج کتاب کند. دختری که فضای کمد لباس‌هایش تنگ باشد. نه از زیادی لباس. از نگهداری کتاب. دختری که لیست بلندی از کتاب‌ها را برای خواندن تهیه کرده است. دختری که کارت کتابخانه سالهای کودکیش را هنوز با خود دارد. .

ادامه نوشته »

عکاسی من (۴) – کتاب و انار و یلدا

. . برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ روی آن کلیک کنید . ییکی دو شب قبل پیام صوتی شب یلدا را برای دوستانم فرستادم و از عشق در نگاه حافظ گفتم و آنچه ما می توانیم باشیم، امشب پیاده روی می کردم خیابان انقلاب و جلوی کتابفروشی های اطراف میدان. ویترین یکی از مغازه ها حسابی توجه ام رو …

ادامه نوشته »

تبریک صوتی شب یلدا، فال حافظ و پیام شعر حافظ به ما

شب یلدا دورهمی با انارهای دون دون و هندوانه قاچ شده و لبخندهای آشنا و دلهای گرم و مرور خاطره های خوب براتون مثل عسل شیرین و دلچسب باشه الهی اگه کنار بزرگترها و سن و سال­دارهای فامیل هستین، قدرِ تک تکِ لحظه­هاش رو بدونید که واقعا هیچ جایگزینی نداره که نداره. راستش براتون فال حافظ گرفتم، مثل همیشه حرفهای …

ادامه نوشته »

قبول محدودیت ها و ضعف ها (اعتراف کردن)

اشاره اول: قبل تر ها جمله ای از ناپلئون خوانده بودم با این مضمون که: محدودیت هایت را بپذیر، آنگاه تو آزاد هستی . اشاره دوم: درس استعدادیابی چندماهی هست که مرا مشغول خودش کرده و پس از ۲۸ سال سن، دوباره شروع به استعدادیابی و سنجش آنها کرده ام و پیش بینی میکنم آینده شغلی و تصمیمات و انتخابهایم، …

ادامه نوشته »

فایده و مزیت نوشتن برای من

اگر اهل هرزنامه نویسی نباشیم، کمی از متون علمی و دارای چارچوب و با مسئولیت خوانده و دیده باشیم، به خوبی درک خواهیم کرد که نوشتن بسیار دشوار است. و البته برترین مزیت و فایده نوشتن این است پی می بریم، چقــدر محدود و کم عمق هستیم. محدود به خاطر حوزه هایی که می توانیم بنویسیم و کم عمق به …

ادامه نوشته »

عکاسی من (۳) – هنر خیابانی و نقاشی

در روزهای گذشته که از هنر خیابانی ایده ای برای ایجاد بورس نقاشی و گذرگاه هنر گفتم، دوباره مسیرم به سمت خیابان انقلاب تا ولیعصر افتاد. اتفاقا با دوستی همراه بودم که رخ اش را برایم نقاشی کرده بودند، دوباره دو هنرمندی را دیدم که در حال کسبِ درآمد هستند! و مردمی که از کنارشان رد می شوند و شاید …

ادامه نوشته »

“درست کردن این رابطه شانس نیست”

. من اخیرا برای گروهی از مردم یک سخنـرانی عمومی داشتم و همانطور که در پایان آن عصر تصاویر کتابها را نشان می دادم، زن جوانی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود نزد من آمد و گفت: . « من واقعا از شنیدن حرف های شما منقلب شدم. من در سمیناری که ماه پیش، شما و همسرتان …

ادامه نوشته »

راه حل آموزش سازمانی (بخشنامه ها) با داستانِ چاق شدنِ من!-بخش دوم

ر در بخش اول با عنوان «چاق شدن من چه ربطی به تعداد زیاد بخشنامه های سازمان کاری من دارد» من داستان چاق شدن خودم را گفتم و اینکه چگونه من توانستم با آموزش های کوتاه و گاه به گاه، دانش خودم را افزایش بدهم و به مقابله با چاقی بپردازم. چون این مطلب در ادامه مطلب قبلی منتشر می شود، پیشنهاد …

ادامه نوشته »

بورس نقاشی و گذرگاه هنر و هنرمند و هنردوست

مقـدمه: چند روز قبل این نوشته را در جایی دیگر نوشته بودم و در شبکه های اجتماعی هم پخش شد. حس و حال خوبی داشتم و این ایده به نظرم رسید، فکـر میکنم به اندازه کافی در این شهر و کشور، در این خصوص گفته شده و این ایده، ایده جدید نیست اما خب، من هم به نوبه خودم می …

ادامه نوشته »