آخرین نوشته های سایت

قبول محدودیت ها و ضعف ها (اعتراف کردن)

اشاره اول: قبل تر ها جمله ای از ناپلئون خوانده بودم با این مضمون که: محدودیت هایت را بپذیر، آنگاه تو آزاد هستی . اشاره دوم: درس استعدادیابی چندماهی هست که مرا مشغول خودش کرده و پس از ۲۸ سال سن، دوباره شروع به استعدادیابی و سنجش آنها کرده ام و پیش بینی میکنم آینده شغلی و تصمیمات و انتخابهایم، …

ادامه نوشته »

فایده و مزیت نوشتن برای من

اگر اهل هرزنامه نویسی نباشیم، کمی از متون علمی و دارای چارچوب و با مسئولیت خوانده و دیده باشیم، به خوبی درک خواهیم کرد که نوشتن بسیار دشوار است. و البته برترین مزیت و فایده نوشتن این است پی می بریم، چقــدر محدود و کم عمق هستیم. محدود به خاطر حوزه هایی که می توانیم بنویسیم و کم عمق به …

ادامه نوشته »

عکاسی من (۳) – هنر خیابانی و نقاشی

در روزهای گذشته که از هنر خیابانی ایده ای برای ایجاد بورس نقاشی و گذرگاه هنر گفتم، دوباره مسیرم به سمت خیابان انقلاب تا ولیعصر افتاد. اتفاقا با دوستی همراه بودم که رخ اش را برایم نقاشی کرده بودند، دوباره دو هنرمندی را دیدم که در حال کسبِ درآمد هستند! و مردمی که از کنارشان رد می شوند و شاید …

ادامه نوشته »

“درست کردن این رابطه شانس نیست”

. من اخیرا برای گروهی از مردم یک سخنـرانی عمومی داشتم و همانطور که در پایان آن عصر تصاویر کتابها را نشان می دادم، زن جوانی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود نزد من آمد و گفت: . « من واقعا از شنیدن حرف های شما منقلب شدم. من در سمیناری که ماه پیش، شما و همسرتان …

ادامه نوشته »

راه حل آموزش سازمانی (بخشنامه ها) با داستانِ چاق شدنِ من!-بخش دوم

ر در بخش اول با عنوان «چاق شدن من چه ربطی به تعداد زیاد بخشنامه های سازمان کاری من دارد» من داستان چاق شدن خودم را گفتم و اینکه چگونه من توانستم با آموزش های کوتاه و گاه به گاه، دانش خودم را افزایش بدهم و به مقابله با چاقی بپردازم. چون این مطلب در ادامه مطلب قبلی منتشر می شود، پیشنهاد …

ادامه نوشته »

بورس نقاشی و گذرگاه هنر و هنرمند و هنردوست

مقـدمه: چند روز قبل این نوشته را در جایی دیگر نوشته بودم و در شبکه های اجتماعی هم پخش شد. حس و حال خوبی داشتم و این ایده به نظرم رسید، فکـر میکنم به اندازه کافی در این شهر و کشور، در این خصوص گفته شده و این ایده، ایده جدید نیست اما خب، من هم به نوبه خودم می …

ادامه نوشته »

امروز چرا ناامید شدم و چه کردم؟

قبل از این بگویم چه شد، چه کردم و اکنون در چه «حالی» هستم، شما را دعوت میکنم به مشاهده و خواندن مطلب زیر: .. کافیست کلمه ناامیدی و یا ناامید را در گوگل جستجو کنید، آنچه می بینید را در ذهن بسپارید. . کلمه طوفان فکری را هم مورد توجه قـرار دهید. ما در چه لحظه هایی طوفان فکری …

ادامه نوشته »

قانون و مرامنامه سایت

. قانون و مرامنامه سایت را منتشر کردم. فکر می کنم علاوه بر شفاف سازی حدود رفتاری و نوشتاری من، به کاربران و مخاطبین سایت هم کمک خواهد کرد. آنجا به اندازه کافی از دلایل نوشتن و منتشر کردن این قوانین گفتم و همچنین برای برخی از دسته بندی های سایت هم قوانینی نوشته ام که اگر علاقمند بودید می …

ادامه نوشته »

عکاسی من (۲)

امروز قم بودم. با یکی از دوستان خوبم قرار داشتم. بعد از سه چهار ساعت قدم زدن و گپ زدن و صحبت کردن در مورد همه چی، رسیدیم حرم حضرت معصومه. نشستیم داخل حیاط روی فرش هایی که پهن شده بود. داشتم صحبت می کردم که چشمم تو چشمش افتاد. زل زده بود به ما دوتا. عجب سوژه ای شده …

ادامه نوشته »

عکاسی من (۱)

. عنوان خاصی برایش ندارم. اما خیلی دوست دارم بدانم دقیقا به چه چیزی فکر میکند. شاید هم فکر نمی کند، این کارگر شهرداری، برای رفع خستگی، فقط نگاه می کند! با کلیک روی تصویر، آن را در اندازه بزرگتری ببینید. . این نوشته در دسته «عکاسی من» قرار دارد و طبق این قوانین منتشر میکنم.

ادامه نوشته »